۱۳۹۶ بيست و هشتم آبان - 04:26 ق.ظ

گفتگوی اختصاصی نوای فارس با ترانه مکرمبا ترانه مکرم از سال های ممنوع الفعالیتی تا نوبل ادبیات

با ترانه مکرم از سال های ممنوع الفعالیتی تا نوبل ادبیات
نوای فارس – مهرنوش گرمابی: تفکر و کلام نشات گرفته از آن بخش بسیار مهم و تاثیرگذار آثار موسیقیایی است که این روزها شنیده می شود و ترانه سرا به عنوان خالق و سراینده یک ترانه نقش مهمی را در ساخت یک اثر موفق ایفا می کند و اختصاص جایزه نوبل ادبیات سال 2016 میلادی مهر تاییدی بود در به رسمیت شناخته شدن ترانه، به این بهانه مصاحبه خواندنی را انجام داده ایم پیرامون ترانه و چگونگی رشد و ارتقای آن  با  ترانه مکرم از بهترین ترانه سرایان حال حاضر موسیقی که پس از 9 سال دوری از فعالیت رسمی حال با لغو ممنوعیت ها شروع تازه ای را تجربه خواهد کرد.

- در مورد صحیح نوشتن ترانه بفرمایید، یک ترانه باید چه ویژگی هایی رو در خودش جای بدهد تا بتوان از آن دفاع کرد ؟
بحث ترانه استاندارد نوشتن  و ماندگاری یک ترانه دو موضوع کاملا مجزا هستند  ممکن است یک ترانه  با درنظر گرفتن استاندارد ها نوشته شود و از نظر منتقدین هم هیچ ایراد ساختاری به آن وارد نباشد اما لزوماً اثر خوبی نباشد چرا که فاکتور احساس در آن وجود ندارد. ترانه ای از نظر من ارزشمند و قابل دفاع خواهد بود که  علاوه بر احترام به قواعد شعر و تبعیت از آن ها در عین حال اتسمفر و آنی را در خودش جای دهد که توانایی مانایی را داشته باشد . یعنی هم فاکتور تکنیک و هم احساس هر دو در کنار هم باعث شکل گیری یک اثر قابل دفاع و ماندگار خواهد شد.

- یک ترانه تا چه حد می تواند از اتفاقا ت جامعه متاثر باشد ؟
پیش از این در مبحث پاپ  ویژگی و تاثیر پذیری از جامعه بسیار بارز بود اما در حال حاضر بنا به در خواست خوانندگان جدید که به خواندن ترانه های عاشقانه تمایل این تاثر از جامعه بسیار کم رنگ شد و ترانه هایی با مضامین اجتماعی در قالب ترانه های رپ و هیپ هاپ R&Bعنوان شدند.
در حال حاضر تقریبا درصد تاثیرپذیری ترانه از جامعه به دلیل عدم تقاضا در پایین ترین سطح خودش قرار دارد و یک ترانه سرا از آنجایی که دوست دارد آثارش شنیده شود بنا به خواست خوانندگان به سمت ترانه های عاشقانه گرایش پیدا می کنند و این موضوع از نظر من نه تنها یک نقص که یک فاجعه است ترانه باتوجه به قابلیت هایی که دارد می تواند به اصلاح یکسری از وقایع اجتماعی از جمله توجه به سالمندان، فقر، کودکان کار، کمک به هم نوع  و ... بپردازد .چرا که ترانه می تواند در مدت زمان کوتاهی در قالب یک سناریو معضلی را بیان کند و توجه افراد جامعه را نسبت به آن موضوع جلب کند. ما می توانیم در این چند دقیقه خیلی از اتفاقات مثبت را در جامعه ایجاد کنیم و این  توجه، قطعا می تواند موجب رشد جامعه کنونی ما شود تا مردم ساده از کنار این معضلات عبور نکنند و دیدن  این قبیل مسائل تبدیل به یک عادت روزمره نشود و هر کس به سهم و توان خودش در بهبود این شرایط قدم بردارد  و بی شک یک ترانه می تواند در برطرف سازی این مشکلات کمک کننده باشد. اما متاسفانه  وقتی درخواستی برای نوشتن این نوع از ترانه وجود ندارد این بازسازی و مرمت هم قطعا اتفاق نمی افتد.

- به نظر شما چرا تکیه  مخاطب ایرانی روی کلام است؟ وچرا بیشتر از هر چیز مجذوب  عاطفه و احساس جاری در ترانه می شود ؟
یکی از دلایل مهمی که می توانم به آن اشاره کنم این است که توقع مردم ما در هنگام شنیدن یک اثر با بیش از 90 درصد بیان احساسات و حالات درونی خودشان از زبان ترانه سرا و خواننده است و دلیل دیگری که وجود دارد این است که از آنجایی که بعضی از خوانندگان ما متاثر از بعضی خوانندگان دیگر هستند به محض اجرای یک اثر عاشقانه آن ها هم فکر می کنند که بهتر است یک اثر عاشقانه را به مخاطب عرضه کنند و ازخودشان سلیقه، ذوق و سبک تازه ای را ارائه  نمی دهند.

- از آنجایی که ترانه سرایی جدایی از موسیقی نیست به نظر شما چه عواملی مانع بروز خلاقیت در ساخت آثار موسیقایی ما شده ؟ 
فاکتور هایی زیادی وجود دارد، فاکتور اول کپی کردن ملودی های شرقی و غربی است ،آثار موفق ما متاسفانه کاور آقار شناخته شده بوده و به همین دلیل پویایی در ملودی را خیلی کم می بینیم. دلیل دوم  عدم درک صحیح برخی از  آهنگسازان ما از شعر است که متوجه قابلیت های یک شعر نیستند. سوم عدم درک درست بعضی  از خوانندگان از شعر است به نظر من وقتی مثلث ترانه ، تنظیم و ملودی در هنگام ساخت یک اثر شکل نگیرد و این سه عامل هم سو در کنار هم قرار نگیرند مسلماً یک قطعه ی مانا به وجود نمی آید .ارتباط موفق خواننده،تنظیم کننده و ترانه سرا که اگر برای مثال بندی از ترانه یا آهنگ را متوجه نمی شوند از یکدیگر سوال کنند تا به درک مشترک برسند و در نهایت این همنفکری منجر به خلق اثری موفق و شایسته گردد.

- به نظر شما قرار گرفتن ادبیات کلاسیک در کنار ادبیات مدرن تا چه میزان می تواند باعث پیشرفت ترانه شود ؟
به اعتقاد من بحث نوشتاری غزل با ترانه کاملاً متفاوت است و این موضوع هیچ ارتباطی با ترانه ندارد اما می تواند به تفکر ما کمک کند. اما این که خیلی از خوانندگان ما موسیقی خوب را با اشعار شعرای کهن و قابل احترام ما همچون حافظ، سعدی و مولانا  تلفیق می کنند این حرکت بسیار زیبا و قابل ستایش است و باعث می شود که ما شعرای ارزشمندمان را فراموش نکنیم .
اجازه می خواهم پرانتزی را در اینجا باز کنم، من  در چند روز گذشته برحسب علاقه برای ارسال کتابم به دوستانی که من را مورد لطف و محبت خودشان قرار داده بودند باید  تعدادی آدرس را روی پاکت های نامه می نوشتم و من بعد از مدت ها قلم  به دست گرفتم و رسم الخط خودم را تمرین کردم . متاسفانه استفاده بیش از حد از کامپیوتر ، موبایل و... باعث شده که ما نوشتن را فراموش کنیم  و نوشتن با خودکار و مداد برای همه ما که یک روز نوشتن را با این ابزار یاد گرفتیم دیگر آن لذت پیشین را نداشته باشد. این آسیب زبان و ریشه های فرهنگی مان را تحت الشعاع قرار داده است به طوری که غلط هایی املایی و نگارشی  به شدت افزایش پیدا کرده است بخش دیگری از این آسیب به نوآوری و تغییراتی که برحسب گذر زمان در ساختار زبان ما وجود آمده برمی گردد من مخالف نوآوری نیستم اما نباید اجازه بدهیم این نوآوری ها زبان اصیل ما خدشه ای را وارد سازد.

- یکی از اتفاقات مهمی که در سال 2016 میلادی رخ داد و باعث خوشحالی علاقمندان به ترانه شد رسیدن جایزه نوبل ادبیات امسال به آقای باب دیلن خواننده ،نویسنده و ترانه سرا امریکایی بود به نظر شما اتفاقات بزرگی از این دست چه قدر می تواند در رشد  واهمیت بخشیدن به ترانه سرایی حایز اهمیت باشد ؟
ادبیات در همه ی دنیا مانند زنجیری به هم متصل هستند و هنر زبان مشترک ملل است . در جامعه ای که ترانه سرا و آهنگساز پاپ را به رسمیت نمی شناسند و ما  هیچ گونه پشتوانه مادی و معنوی نداریم این اتفاق می تواند یک فتح بابی باشد با مسئولان محترم و عزیزانی که به دلیل تعصب به ادبیات کلاسیک هنوز ترانه را به رسمیت نمی شناسند . در صورتی که ترانه زبان گویای جامعه است و می تواند اقشار مختلف را با خودش همراه سازد .
در نوشتن ترانه اگر ما ازقواعد شعری و کلمات مناسب استفاده کنیم هیچ چیزی نسبت به شعر کم نداریم درست است که ترانه زیر مجموعه شعر است و بحث شعر در جایگاه خودش بسیار قابل احترام و تقدیس است اما این اتفاق خوشایند به حق بودن و حقانیت ترانه را برای مردم دنیا به اثبات رساند.

- بزرگترین تجربه ای که توی تمام این سالها به دست آوردید و فکر می کنید باعث پیشرفت و موفقیت شما شده چه چیزی بوده ؟
من تلاشم را به کار بستم تا به صورت فردی  پایه های ادبی ام را قوی کنم  ودر عین حال سعی کنم آن ساختاری را که یک انسان، کسی که خداوند به آن قدرت نوشتن را عطا کرده را حفظ کنم و اجازه ندهم دستخوش آلودگی و آسیب شود یعنی  ترانه مکرم که خداوند آفریده باقی بمانم و خودم را حفظ کنم و سعی کنم آن چیزی که در درون من می جوشد را با مردم  سرزمینم تقسیم کنم و تلاش کنم از لحاظ درک و سواد بر من افزوده شود و چیزی از وجودم کم نشود .

- چندی پیش سومین مجموعه ترانه  شما با نام «خدارو چه دیدی »از نشر نیماژ منتشر شد این مجموعه ترانه چه قدر به ایده آل های شما نزدیک است ؟
من هرسه مجموعه ای را که تا به امروز منتشر کرده ام را دوست دارم اما مجموعه  سوم  ترانه های من کتاب فکر شده  تری بود به لحاظ انتخاب ترانه،  سبک و محتوا، اگرچه من همیشه از خودم ناراضی هستم و احساس می کنم آن چیزی که تا به امروز از من منتشر شده است .بدون شک فقط 40 درصد ازسلیقه شخصی من است و بسترمناسبی  برای من فراهم نشده است، زمانی این شرایط در کنار دوستان خوبم آقای «سیروان خسروی» بهروز صفاریان در حال شکل گیری بود و من این فرصت داشتم که خودم را پیدا کنم اما به دلایلی اجازه ادامه کار از ما سلب شد و از فعالیت باز ماندیم و الان من احساس می کنم دستخوش نظر سایرین قرار گرفتم .
 اما نکته حایز اهمیت برای من این است که دوست دارم شخصاً آثارم را ارائه بدهم. پیشنهاداتی برای انتشار آلبوم شده اما متاسفانه پروسه طولانی دریافت مجوزها واقعا دلسرد کننده است و مهم تر از آن تمایل دارم آثارم را با موسیقی خاص و سبک سیاق جدید به گوش  مخاطبانم برسانم و من برای تحقق این امر بیشتر از آن که نیازمند حمایت کننده مالی باشم نیاز به یک حامی فکری دارم.

- ممنوع الفعالیت بودن شما بعد از نه سال بالاخره مدتی است که از سوی وزارت ارشاد و صدا وسیما لغو شده است  برنامه کاری  شما از این پس چگونه خواهد بود ؟
من نه سال تمام بدون دلیل قانع کننده ممنوع الفعالیت بودم  و من باید یک موضوعی را دردمندانه ابراز کنم، من فرصت های زیادی را از دست دادم .در حال حاضر تعداد خوانندگان مطرح ما بیشتر از پانزده نفر نیست و تعداد آلبوم های مجاز به نسبت بسیار کم شده است و هنرمندان مطرح ما به انتشار قطعات بسنده می کنند زمانی که من فعالیت رسمی ام را شروع کردم بسیاری از هنرمندان مجاز بودند و آلبوم ها هر سال منتشر می شدند اما در زمان فعلی اصلا کاوری وجود ندارد که من بتوانم در آن حضور داشته باشم این نه سال ضربه بسیار سنگینی را به من زد. درست است که به لطف خداوند  من از ذهن مردم پاک نشده ام الان من اگر بخواهم به موقعیت گذشته ام برگردم با توجه به تغییر برخی از مسائل خیلی سخت است .

- صحبت پایانی ؟
دوست دارم آرزو کنم که موسیقی کشورم هر روز به جایگاهی بهتر از قبل برسد و بعضی از همکاران من با  رفتاری شایسته تر نسبت به هنر و همکاران خود برخورد کنند.
به اشتراک بگذارید :


عضویت : telegram.me/joinchat/AzEeHDus0u0ht5Y_Qi2E0Q