۱۴۰۳ سي خرداد - 02:45 ب.ظ

علیرضا میرآقا در گفت و گو با نوای فارس:حقم را طلب کردم، آدم خیلی بدی شدم

حقم را طلب کردم، آدم خیلی بدی شدم

نوای فارس - پریا حیرتی/ مهسا مقیلان: علیرضا میرآقا از نوازندگان تحصیل کرده و چیره دست ایرانی است  که توانایی های او در نواختن سازهای «پرکاشن» و «ترومپت» برکسی پوشیده نیست. حضور وی در بسیاری از ارکسترها اعم از «پاپ» و «کلاسیک» و عدم حضورش در ارکستر سمفونیک تهران و البته شروع مجدد خوانندگی اش،  بهانه خوبی بود تا با او گفت و گو کنیم.

مخاطبان موسیقی  شما را به عنوان نوازنده می شناسند. می خواهم با موضوع خوانندگی تان شروع کنم. آیا خوانندگی دغدغه شما بوده یا فقط برای کسب تجربه سراغ آن رفتید؟
خوانندگی را از ابتدا دوست داشتم البته پیش از این علاقه ام بیشتر بود. الان شرایط من به خصوص شرایط سنی ام عوض شده ولی همچنان عاشق نوازندگی هستم. اما واقعیتی در جامعه  ما وجود دارد که بارها گفتم و تا حدود زیادی دیگران نیز با من هم عقیده بودند. این که مردم ما با چشم شان قضاوت می کنند. یعنی روی صحنه به طور معمول خواننده را می بینند و پشت سر خواننده که نوازنده ها هستند را نمی بینند. در سینما هم همین طور است، همیشه بازیگر است که دیده می شود و کمتر توجه خاصی به کارگردان و عوامل دیگر فیلم می شود.
البته صادقانه بگویم در موسیقی این موضوع کمی بهتر شده، اگر به صفحه همکارانم در دنیای مجازی، سر بزنید متوجه این موضوع خواهید شد. اما در نهایت به طور مثال من هفت سال برای خواننده ای نوازندگی می کنم و اگر تصمیم به جدا شدن از گروه بگیرم، برای طرفدارها فرق چندانی ندارد! با توجه به موضوع اختلاف زیاد دستمزد خواننده با نوازنده ها، فكر كنم بهتر باشد خوانندگى را پيشه كنم (با خنده)

 

یعنی ممکن است روزی آلبوم منتشر کنید؟

بله ممکن است.

اما  سال گذشته برای سریال «عشق تعطیل نیست» قطعه ای را خواندید.

بله خواندم. اما آن قطعه فقط یک همکاری بود که با « علی بیرنگ » انجام دادم که  البته آن کار را بسیار هم دوست دارم، من همکاری با بیرنگ ها را همیشه می پسندم.

- خوانندگی در این قطعه به سبکی بود که در موسیقی ایران کمتر شنیده شده و البته در حال حاضر افرادی آمدند که این سبک را کار می کنند، اگر «علیرضا میرآقا» خواندن را به صورت حرفه ای آغاز کند آیا با همین سبک ادامه خواهد داد یا خیر؟

من خودم خواندن شعر فارسی به سبک اروپایی را خیلی دوست دارم که به غلط خیلی ها نام «جز» را روی آن می گذارند که اینطور نیست. «جز» مقوله  بسیار بزرگی است! سبکی که من دوست دارم تنها، خواندن شعر فارسی روی ملودی اروپایی است که به طور معمول این شکل موسیقی مورد پسند خواننده های روز ما نیست. ساده تر بگویم خواننده های ما ملودی هایی را انتخاب می کنند که شبیه به موسیقی و ملودی های مذهبی است و با یک ريتم موزيك «هاوس» و ترانه ای تا حدود زیادی منفی، کار را می بندند.
من این سبک و سیاق را دوست دارم اما در حال حاضر نمی توانم جدی تر آن را دنبال کنم. از نظر من آدم زمانی می تواند به طور مطلق کار مورد علاقه اش را انجام بدهد که وضع خیلی خوبی داشته باشد. من در حال حاضر این شرایط را ندارم به همین خاطر مجبورم که بیشتر همسو با مخاطبان موسیقی حرکت کنم.

شما نوازندگی و خوانندگی، هر دو را روی صحنه تجربه کردید. فرق این دو روی صحنه در چیست؟

چون من آدمی هستم که موقع اجرای خواننده یا حرف زدن او، زودتر از همه متوجه فالش خواندن و یا اشتباه های او می شوم.  در واقع روی این مساله حساس هستم؛ به همین خاطر اگر این موضوع اتفاق نیفتد، هم خواندن و هم ساز زدن روی صحنه عالی است و از نظر من فرق چندانی با هم ندارند، هر دوشان تقسیم کردن لحظات خوب با آدم ها است.

بین نوازندگى «ترومپت» و «پرکاشن»، نواختن کدام را انتخاب می کنید؟

به طور قطع «ترومپت». تحصیلات من از دوران راهنمایی تا فوق لیسانس در زمینه همین ساز بوده. این ساز را خیلی دوست دارم به خصوص در حال حاضر، اما یک دوره ای در ایران ساز های بادی به شکل امروز، طرفدار نداشت. و روی صحنه نیز شناخته شده نبود. سال ٧٦ من مشغول نوازندگی پرکاشن شدم.
اما همیشه می گویم که ادعایی در زمینه این ساز ندارم. به خصوص به سبک و سیاقی که بسیاری از دوستان حرفه ای دنبال می کنند. به خصوص دوست عزیزم « همایون نصیری » که نوازنده بسیار حرفه ای است و در همه سبک ها پرکاشن می نوازد. من فقط در فضای پاپ پرکاشن می نوازم بنابراین ادعایی هم ندارم. من یک ترومپتیست هستم. تنها در همان دوره از زندگی بیشتر از پرکاشن پول در آوردم البته یک سری از همکارها لطف کردند و در آن سال ها همه جا اعلام کردند که من یک پرکاشنیست هستم و دیگر نوازندگي «ترومپت» نمی كنم! بر اساس همین شایعه بسیاری از موقعیت های خوب برای نوازندگی «ترومپت» را از دست دادم و بعد ها به من می گفتند؛ که فلانی گفت تو دیگر «ترومپت» نمی زنی! هیچوقت این خیانت را تلافی نکردم و قصد این کار را هم ندارم. با اینکه کینه ای هستم اما این از معدود دفعات زندگی من است که گذشت کردم.

چند سال است که شاهد ترویج سازهای بادی هستیم و اغلب گروه ها روی استیج از سازهای بادی استفاده می کنند، این مساله چقدر به پیشرفت یک موسیقی کمک می کند؟ آیا آن قدر نوازنده خوب در گروه سازهای بادی داریم که بتوانند از پس این نوع ساز برآیند؟

بله داریم. در مورد سازهای بادی باید بگویم که این نوع سازها هم نمایش قشنگی روی صحنه دارند و هم به بهتر شدن یک قطعه کمک زیادی می کنند. البته به شرطی که نت ساز بادی برای آن قطعه خوب نوشته شده باشد. ساز بادی برای قطعاتی با ریتم تند و شاد، بسیار مناسب است و فضای خوبی به کار می بخشد. فقط قسمت سخت آن این است که در گروه نوازی ها افراد باید با هم درست و تميز کار را اجرا كنند. در واقع بايد همه چیز سرجای خودش باشد تا نتیجه مطلوب بدهد. خودم سازهای بادی را دوست دارم، نه بخاطر اینکه نوازنده این ساز هستم، به خاطر این که حضور این سازها فضای شاد و شیطنت خاصی به یک گروه پاپ می بخشند.

آموزش آکادمیک تا چه میزان در نوازندگی تاثیر دارد؟

برای کسی که تازه کار خودش را آغاز کرده، تحصیلات آکادمیک تا 80 درصد برای وی مفید و عالی است. اما از یک جایی به بعد که این پیش زمینه آموخته شده در ذهن شکل می گیرد دیگر ادامه مسیر نیاز به تجربه نواختن روی صحنه را دارد. ما نوازنده داریم که با همین آموخته آکادمیک بی نظیر کار کرده و طوری ساز می زند که از دیدن و شنیدن آن لذت می برید، اما وقتی روی صحنه می آید حتی از پس دو میزان درست ساز زدن بر نمی آید. این به خاطر بی تجربه بودن اوست که باعث می شود کار یک جمع نیز خراب شود.

در بعضی از اجراها، شاهد نوازندگی شما با ساز به صورت همزمان هستیم. این موضوع سخت نیست؟

نه برای من سخت نیست و من عاشق این چند کاره بودن هستم. از اینکه قابلیت اجرای چند ساز را دارم خوشحالم و البته این که در هر کدام چقدر حرفه ای هستم مهم نیست. با وجود این موضوع در گذشته بیشتر عاشق این همزمان نواختی بودم. من می توانم «ترومپت» بنوازم، «پرکاشن» بزنم، «وکال» و «بک وکال» را می شناسم. با گروه «آریان» روی صحنه «آکاردیون»، «پیانو» و «درامز» زدم ، درامر نیستم اما تمامی این قابلیت ها را در سطح لازم دارا هستم. این ها توانایی های من هستند و به خاطر عشق و علاقه ای که به چند کاره بودن روی صحنه داشتم، این کار را با میل شخصی انجام می دادم. اما از یک جایی به بعد کم کم این موضوع تبدیل به انجام وظیفه برای من شد. به طوری که من چند کار روی صحنه ارایه می دادم و دستمزد یک ساز را دریافت می کردم. وقتی هم به این موضوع اعتراض کردم و حقم را طلب کردم آدم خیلی بدی شدم!

 از دید شما جایگاه یک نوازنده در ایران کجاست؟

ذهنیت اکثر مردم به همان سمت غلطی است که نوازنده و نوازندگی را مختص مجالس و عروسی ها می دانند و شما به عنوان نوازنده اول باید توجیح شان کنید که ممکن است من تحصیلاتی در این زمینه داشته باشم. من خودم تا فوق لیسانس موسیقی خواندم و در حال حاضر هم مدرس دانشگاه هستم. اعتراف می کنم که تنها دو یا سه مرتبه برای عروسی دوستان بسیار نزدیکم یک قطعه به عنوان هدیه اجرا کردم. اما به شکلی که یک گروه درست کنم و از راه مجالس در آمد زایی داشته باشم، هرگز! با این موضوع مخالفتی هم ندارم و اتفاقا از نظرم کار قابل احترام و بسیار دشواری است. این که شما در یک ارکستر سمفونیک کار می کنید تکلیف تان برای قطعات و کار اجرایی روشن است. اما در چنین کار گروهی باید چندین ساعت طبق سلایق مختلف مردم برای شان ساز بزنید و این کار بسیار مشکلی است.

 از نظر شما فعال شدن ارکستر سمفونیک، چه تاثیری در موسیقی ایران دارد؟

ارکستر سمفونیک، سرمایه ملی فرهنگی یک کشور است. وجودش به طور قطع ضروری است. بله ما در سال های گذشته ارکستر سمفونیک خوبی داشتیم که بزرگان موسیقی کشور با روی کار آوردن افراد نالایق منجر به تعطیل شدن آن شدند. متاسفانه ما ایرانی ها در اكثر موارد فکر می کنیم که خارجی ها کار درست تر و کار بلد تر از ما هستند و ورود افرادی که از خارج به ارکستر سمفونیک راه پیدا کردند، باعث تعطیلی آن شد. فردی که ساكن سوییس بود و معلوم نیست در کجا رهبری می کرده به ارکستر سمفونیک ما آمد و دستمزد میلیونی می گرفت! در حالی که حقوق ما آن زمان 600 هزار تومان بود!
تا جایی که من و چند تن از همکارانم به وضع حاکم اعتراض کردیم و در ازای اعتراض مان اخراج شدیم و حقوق مان را هم پرداخت نکردند. البته از طریق وزارت کار شکایت کردیم و حق مان را گرفتیم.
اشتباه از مدیرانی بود که اینطور فکر می کردند، گرچه که هنوز هم با وجود درجه یک بودن رهبر ارکستر فعلی، دستمزد او چندین برابر نوازنده هایی است که چند وقت به چند وقت دستمزدشان را می گیرند و این در حالی است که همه اعضای ارکستر به اجبار باید از ساعت ٩ صبح تا ١ ظهر سر تمرین باشند و برای امرار معاش و تامین درآمدشان هم حقی ندارند که در ارکستر های دیگر حضور داشته باشند. بله این قوانین در ارکستر کشور «وین» وجود دارد اما در مقابل این محدودیت، نوازندگان به حد کافی از جهت مالی تامین می شوند. و نیازی به حضور در ارکستر دیگری نداشته باشند.
مساله دیگر، ادبیات و طرز برخورد با نوازندگان است که در فضای ارکستر سمفونیک ما به هیچ عنوان تعریفی ندارد. شخصی که از اروپا با فرهنگ دیگری آمده متوجه این موضوع نیست که نوازنده های ما با شرایط محدودتر و در حداقل امکانات به اینجا رسیدند و از نظر شرایط رشد و نمو، تفاوت بسیاری با نوازندگان خارجی داشتند! با تمامی این شرایط امروز من بسیار خوشحال هستم که از سال ٨٧ تا به حال دیگر در ارکستر سمفونیک حضور ندارم.

به تازگی به عنوان رهبر ارکستر پاپ نیز فعالیت می کنید. درباره این اتفاق توضیح  دهید؟

بله، این اولین تجربه من در زمینه رهبری ارکستر است. آقای «داریوش صالح پور» تماس گرفتند و درباره شخصی به نام «فرزاد دَزدَمه» صحبت کرد و بعد از صحبت های لازم برای این امر به توافق رسیدیم. در حال حاضر نیز مشغول تمرین های مان برای اولین کنسرت به تاریخ ١٦ مرداد ماه در بندرعباس هستیم.

با توجه به تخصص شما در زمینه سازهای بادی و کوبه ای، در زمینه پارت نویسی برای سازی مانند گیتار مشکلی نداشتید؟

درست است که تخصص من این نوع سازهاست اما همان طور که پیش از این گفتم تحصیلات من موسیقی است. یعنی من هارمونی، آکورد، ریتم خوانی و.. را می شناسم. بنابراین این کار سختی پیش رو نخواهم داشت. تجربه چند ساله من در زمینه نوازندگی برای گروه های مختلف پاپ، از لحاظ تجربی به این موضوع کمک کرده است.

شما تجربه اجرای زنده در خارج از کشور به همراه گروه های ایرانی مختلف را دارید، تفاوت برگزاری کنسرت در ایران با خارج از کشور چیست؟

نحوه کلی برگزاری کنسرت ها که تفاوت چندانی ندارند، در هر دو برگزاری یک پروسه مشخص سپری می شود. از لحاظ کیفیت هم می توانم بگویم در خیلی از موارد کیفیت برگزاری اجرا در ایران بهتر بوده است. به خصوص به لحاظ صدابرداری گاهی بهتر هستیم. در گروه «بنیامین بهادری» برای صدابرداری با شخصی به نام آقای «فرامرز امیری» همکاری ثابت داریم و این امر موجب شده در صدابرداری اجراهای داخلی مشکلی نداشته باشیم. اما در اجرای اروپا در کشور «وین» به مشکل صدا برخوردیم. گاهی اوقات تجربه و کارآمد بودن آدمهای اینجا خیلی بیشتر از خارج از کشور است. نكات مثبتی که در اجراهای خارج بیشتر از اینجا وجود دارد، يكى اين است كه پروسه دریافت مجوز ندارد و يا مثل اينجا نيست و كنسلى هم ندارد و ديگرى امکان اجاره «درامز» و «پرکاشن» است که در اجراهای داخلی حمل این سازهای سنگین و بزرگ به عهده خود نوازنده است که البته کار راحتی هم نیست. اما در اجراهای خارج این امکان به پرکاشنیست ها و درامرها داده می شود که سازشان را از کمپانی اجاره کنند و قبل از ساندچک ساز آماده روی استیج است.

از حضورتان در کدام گروه لذت بیشتری بردید؟

همه گروه ها جذابیت خودشان را دارند. من از روی استیج بودن لذت کامل می برم. اما گروه آریان جور دیگری بود. ساز زدن در این گروه حال و احوال دیگری داشت. در گروه بابک جهانبخش هم با این که در اجراهای کمی حضور داشتم اما لذت بسیار بردم. اگر بخواهم رک بگویم هر جا آدم های حرفه ای بودند، ساز زدن برای من لذت بخش بوده است. اگر بخواهم یک اعتراف کنم باید بگویم هر جا رهبری ارکستر بر عهده «رضا تاجبخش» بوده، آن اجرا برای من دلنشین تر شده است. چون کار بلد است. افرادی که انتخاب می کند توانایی بالایی دارند. از رضا تاجبخش درس گرفتم و تلاشم را کردم برای ارکستری که رهبرش هستم بهترین ها را جمع کنم. کسانی که توانایی های شان ثابت شده و نت را به خوبی می فهمند.

شما تجربه آهنگسازی هم داشتید، همچنان در این زمینه فعالیت دارید و یا حضورتان را در این بخش کمرنگ کردید؟

من هیچ وقت توانایی هایم را کم رنگ نمی کنم. تا پیشنهادی نداشته باشم کاری انجام نمی دهم. در آلبوم اول «امیر یگانه» دو ملودی از من بود که «سیروان خسروی» تنظیم کرد. با گروه «پسران آفتاب» کار کردم. برای صدا و سیما ملودی ساختم. آلبوم خودم که هیچ وقت منتشر نشد، ساخت ملودی ها به عهده خودم بود.

آیا امکان این وجود دارد، روزی آلبوم بی کلام منتشر کنید؟

دلم می خواهد. اما می دانم برای این دست از آثار موسیقایی اتفاقی نمی افتد. کسی که آلبوم بی کلام منتشر می کند نباید دغدغه مالی داشته باشد. چون مخاطب آن فقط بخشی از موزیسین ها خواهند بود. شرایط انتشارش خیلی خاص است.

موسیقی  ایران در حال حاضر چه جایگاهی دارد؟

درباره موسیقی «کلاسیک» هیچ نظری ندارم. درباره سبک «راک» هم تخصصی ندارم. موسیقی «رپ» یک موسیقی اعتراضی است و دغدغه کشور را بیان می کند. اما در مورد موسیقی «پاپ» که بخش عمده جامعه، مخاطب آن هستند در مقایسه با موسیقی پاپ ترکیه، ارمنستان، اعراب، آذربایجان، خیلی فاصله داریم. آن ها خیلی بهتر از ما هستند. البته سطح فرهنگ مخاطبان شان بسیار متفاوت است. در دهه ٥٠ ما جلوتر از آن ها بودیم و حالا برعکس شده است. آن زمان موزیسین های ما در سطح موسیقی اروپا کار می کردند اما امروز خیلی افت کردیم.

اگر روزی به جایگاهی برسید که برای موسیقی ایران تصمیم بگیرید، مهم ترین تصمیم تان چیست؟

می دانم با این جواب دشمن تراشی می کنم. اما خیلی از افراد را از موسیقی حذف می کنم. افرادی که حضورشان به موسیقی ضرر می رساند را حذف می کنم. فرق نمی کند ترانه سرا، نوازنده، آهنگساز و یا تنظیم کننده باشد. خواننده و یا رهبر ارکستر باشد.

حرف  آخر؟

ممنونم از شما و تمام عزيزانى كه اين مصاحبه را مي خوانند و هميشه حامي ما موزيسين ها بودند و هستند.

منبع : موسیقی فارس
به اشتراک بگذارید :
برچسب ها


عضویت : telegram.me/joinchat/AzEeHDus0u0ht5Y_Qi2E0Q