۱۳۹۸ بيست و هشتم مهر - 12:06 ق.ظ

گفت و گو با برنده جایزه موسیقی جشن خانه سینما؛ ستار اورکی:به عنوان آهنگساز، استخدام می شوم تا به تصویرفیلم کمک کنم

به عنوان آهنگساز، استخدام می شوم تا به تصویرفیلم کمک کنم

نوای فارس-لی لا رضایی : ستار اورکی آهنگساز چیره دستی که توانست جایزه بهترین موسیقی فیلم از شانزدهمین جشن خانه سینما را از آن خود کند.

وی در سال 1348 در شهر اهواز به دنیا آمد. از کودکی به عنوان سرگرمی موسیقی را آغاز کرد و در سال 1980 فراگیری موسیقی را درخانه فرهنگ زیر نظر استاد زمینی آغاز کرد.

از وی تاکنون موسیقی فیلم هایی همچون یک سطر واقعیت، اکباتان ،شبکه، جدایی نادر از سیمین، آسمان هشتم، کوچه ملی، هر چی خدا بخواد، ناسپاس، ندارها، ریسمان باز، شب حورا، محافظ، سنگ، کاغذ، قیچی، پروانه‌ای در مه، شبکه، پیک نیک در میدان جنگ ،جنگ کودکانه ،تارا و تب توت فرنگی  و ... را شنیده ایم.

وی همچنین با خوانندگانی همچون حمیدرضا حامی، نیما مسیحا و رضا یزدانی همکاری کرده است.

استرداد  که فیلمی است  به کارگردانی علی غفاری، نویسندگی علیرضا طالب‌زاده و تهیه‌کنندگی محسن آقاعلی‌اکبری در سال 1390 ساخته شده است و تاکنون توانسته در جشنواره های مختلف جوایز بسیاری کسب کند.

ستار اورکی با نگاهی به موضوعیت غرامت جنگی که قرار بود توسط انگلستان امریکا و شوروی برای جنگ جهانی دوم به ایران داده شود و مربوط به مقطع زمانی ۱۳۳۲ است، با تحقیق و پژوهش در تاریخ این دوره و نیز موسیقی آن در همراهی با ارکستری بزرگ ساخت. او توانست با این تحقیقات و تجربیات خود مورد توجه بسیاری از کارشناسان این عرصه قرار بگیرد و همین اواخر جایزه شانزدهمین جشن خانه سینما در نیمه دوم شهریور ماه را کسب کند.

نگارنده گفت و گویی با وی در دنیای اقتصاد داشته که می خوانید:

 

فیلم استرداد ویژگیهای منحصر به فرد خود را داشت و قطعا ساخت موسیقی آن نیز، نیازمند خواص منحصر به فردی بود. از این داستان بگویید!

فیلم استرداد همانطور که در معرفی آن آمده است، یک درام تاریخی درباره وقایع جنگ جهانی دوم و مسائلی است که پای نیروهای متحدین و متفقین را به ایران باز کرد و در آن به ماجرای پرداخت غرامت به ایران اشاره می شود. در این داستان محموله ای وجود دارد که باید صحیح و سالم به ایران برسد. داستان فیلم، فضایی خاکستری مربوط به شوروی سابق و اتفاقات اجتماعی-سیاسی آن زمان دارد. بنابریان باید موسیقی ای می ساختم که بتواند حال و هوای آن روزهای روسیه را بازگو کند و به تصویر بکشد. این موسیقی باید می توانست تمامی تصاویر فضای موجود در فیلم را شفاف و پررنگتر کند. چرا که فضای فیلم یک فضای کهنگی داشت که در جامعه خفقان آن روزها باید در فیلم به تصویر کشیده می شد و موسیقی بخش اعظمی از آن بود.

پروداکشن فیلم خیلی قوی بود و به همین دلیل باید برای موسیقی آن از ارکستر بزرگ استفاده می شد و همین طور از ترکیبی از گروه کر که سبک و سیاق موسیقی کلاسیک شرقی و فرم شرقی آن را لحاظ می کرد.  قاعدتا ارکستری به آن بزرگی و عظمت را من در کشور خودم نمی توانستم به کار بگیرم. تهیه کننده نیز به من این امکان را داد تا برای ضبط آن به خارج از کشور بروم و این کار را آنجا ضبط کنم. اما من هیچ دلیلی برای این کار نمی دیدم که چنین پولی را در خارج از ایران هزینه کنم. روی اسن مساله که هیچ پولی از ایران خارج نشود، تعصب داشتم چون بر این عقیده ام سفره ای برای هموطنان خودم پهن شده و همه از آن بهره مند شوند.  ولی مدیریت این مساله و ارکستری که باید به نتیجه می رسید کاری بس مشکل بود .

 

چه مشکلاتی در این راه وجود داشت؟

به هر حال کارهای بزرگ همیشه مشکلات عدیده ای را با خود دارند. ما باید تک تک نوازنده های سطح بالای عرصه موسیقی را دور هم جمع می کردیم و در استودیو بخش های مربوط به هر کسی را ضبط می کردیم. این کار را البته به کمک و با همدلی مصباح قمصری در استودیو گات انجام دادیم و به سرانجام رساندیم. در این کار با گروه کر ارامنه و ترکیب آن با ارکستر بزرگ سعی کردیم سکانس های فیلم را پر رنگ تر جلوه دهیم و فکر می کنم موفق هم شدیم.

 

پرداختن به موسیقی کشوری دیگر آن هم در تاریخی غیر از تاریخ معاصر، نیازمند تحقیق و تفحص بسیاری است.

بله و به همین دلیل من بر روی تاریخ شوروی سابق بسیار مطالعه کردم. ضمن اینکه از قدیم هم با موسیقی این کشور آشنا بودم و با بزرگانی همچون چایکوفسکی ، دیمیتری شوستاگویچ و آهنگسازان آن دوران از کودکی آشنا بودم و کارهای آنها را بعدها اجرا می کردم و با آثارشان مانوس بودم. ولی می خواستم موسیقی استرداد حال و هوایی داشته باشد که نشان بدهد یک آهنگساز ایرانی آن را نوشته است. نمی خواستم این موسیقی فقط یک موسیقی کلاسیک محض باشد، بلکه دوست داشتم موسیقی شرقی باشد و تم شرقی آن رعایت شده باشد.

 

برای اینکه این موسیقی فرم وهمین طور رنگ و بوی موسیقی شرقی را داشته باشد، نیاز به این داشت که شما از ابزار این کار استفاده کنید. برای این منظور چه کرده اید؟

خیلی ها فکر می کنند اضافه کردن یک یا چندین ساز ایرانی می تواند یک موسیقی را شرقی کند و در حالی که اصلا این طور نیست. من در این موسیقی اصلا از سازهای ایرانی استفاده نکردم، بلکه فقط از لحن موسیقی شرقی استفاده کردم. مثل این است که شما یک نفر را با کت و شلوار اروپایی نونوار کنید و کاملا تیپ غربی به او بدهید ولی وقتی حرف زد از ته لهجه اش می بینید که او یک فرد شرقی است که در شرق متولد شده و زندگی کرده است و الان فقط یک لباس غربی پوشیده است. درست در این موسیقی نیز همین طور است. من لباس شرقی به تن آن کرده ام تا این اتفاق بیافتد که موسیقی با سازبندی کلاسیک، لحن شرقی داشته باشد.
 

چنین چیزی قطعا کاری نیست که بتوان به راحتی از پس آن بر آمد!

بله ولی من با آگاهی کامل در این جهت قدم برداشتم و از این قدم مثبت راضی هستم. نه من ، بلکه تهیه کننده، کارگردان، بازیگران و همه عوامل از این موسیقی نهایت رضایت را داشتند.

 

بله و در جایی خواندم که گفته شده بود صدای فیلم و موسیقی‌ استرداد با وجود این که از عوامل ایرانی استفاده شده، باز از استانداردهای معمول سینمای ما، حتی در حوزه‌ آثار پرخرج، بالاتر است. و حتی گفته شده بود که موسیقی فیلم، لیاقت قرار گرفتن در میان نامزدهای سیمرغ بلورین را دارند.

خوشحالم که این اتفاق افتاده است و این نه تلاش من که تلاش شبانه روزی عوامل فیلم بوده است.

 

فکر می کنید موسیقی استرداد، در خدمت فیلم قرار گرفته است و بخشی از آن است یا نه ؟ اصلا برای اینکه موسیقی شما از کلیت و ساهختار فیلم بیرون نزند چه تمهیداتی را در نظر گرفته بودید؟

 وقتی یک آهنگساز موسیقی فیلم می سازد، باید به این توجه کند که به کل تسلیم تصویر شود. من به عنوان یک آهنگساز باید از فضای ذهنی خودم دور شوم و آنچه در فیلم هست را به تصویر بکشم. زمانی می توانم این کار را بکنم که مدام به این موضوع فکر کنم که به عنوان کسی استخدام شده ام که به کمک تصویر بیایم. چنین چیزی متاسفانه در ایران در نظر گرفته نمی شود و ما بسیار کم می بینیم که این اتفاق بیافتد.

 

شاید به همین دلیل است که موسیقی فیلم در ایران چندان شناخته شده نیست!

راستش موسیقی ای که بشود نام آن را موسیقی فیلم گذاشت در ایران چندان زیاد نیست. موسیقی فیلم علاوه بر علم و دانش، تجربه هم می خواهد. اینطور نیست که من بروم در رشته موسیقی کارشناسی ارشد بگیرم و بگویم که آهنگساز فیلم شده ام! برای آهنگسازی فیلم، دانش به تنهایی کافی نیست. باید ارکستر را شناخت ، تنظیم را بلد بود و با تمام ریزه کاری های موسیقی آشنا بود. باید با وجود تمامی اینها به تصویر نزدیک شد و در جهت پررنگ تر کردن آن گام برداشت و با تصویر رندگی کرد. باید خودت را به جریان تصویر بسپاری . من حتی خودم را به جای شخصیتهای مختلف فیلم می گذارم و آنقدر در آنها غرق می شوم که احساس می کنم خودم نقش آنها را بازی کرده ام. چنین چیزی با دانش موسیقی پیش نمی رود بلکه باید تجربه کسب کرد تا بتوانی در آن موفق شوی.

در کشور ما متاسفانه به جز چند نفر، که اتفاقا آهنگسازان خوبی هم هستند، مابقی فکر می کنند موسیقی فیلم خیلی ساده، راحت و پیش پا افتاده است، مخصوصا تهیه کننده ها چنین نگاهی دارند. در میان کارگردان ها نیز معدود هستند کسانی که موسیقی فیلم را بشناسند و برای آن ارزش قائل شوند. همه موسیقی فیلم را سرسری می گیرند و این باعث شده که انگیزه بچه ها برای کارکردن در این عرصه کم شود و موسیقی فیلم در کشور ما به جای پیشرفت، پسرفت کند و نتوانند موسیقی خوب و درخورتوجهی ارائه دهند.

 

از ابتدا انتظار داشتید این موسیقی بتواند در جشنواره مقام بیاورد؟

من این انتظار راداشتم و متاسفانه انتظار سختی بود و من را اذیت کرد. من تاکنون نزدیک به 70 موسیقی فیلم ساخته ام اما این حس در فیلم استرداد با من همراه شد . می دانستم که این فیلم شرایط ویژه ای دارد . چرا که پیش از این نیز سه دوره کاندیدای دریافت جایزه شده بود، هم دردو دوره از جشن انجمن منتقدان وهم در جشنواره موسیقی فجرکه امسال در جشن خانه سینما بالاخره این اتفاق افتاد و انتظارم نتیجه داد.

خوشحالم که بعداز هزار روز تعطیلی خانه سینما  وتلنبار شدن این همه فیلم بر روی هم برای داوری، از میان این همه فیلم چنین اتفاقی برای استرداد افتاد. چرا که همانطور که می دانید تعداد فیلم ها خیلی زیاد بود و فیلم ما هم در صف انتظار به سر می برد.

 

ولی اتفاقاتی از این دست طی این مدت  برای شما بسیار افتاد. کمااینکه در جشنواره گل یاس نیز توانستید جایزه ببرید.

خوب خیلی ها هم هستند که شایستگی بردن جایزه را دارند. شرایط ولی به گونه ای شد که من این جایزه ها را گرفتم. در جشنواره گل یاس، با فیم «سه ماهی» به کارگردانی حمید قربانی نیز توانستم جایزه بگیرم . همین طور در جشن خانه سینما با فیلم«یک جدایی» به کارگردانی آزاده موسوی و .... اما مهم عشق و علاقه ای است که در کارم دارم.

 

فکر می کنید موسیقی چه تاثیری می تواند در روند رو به رشد فیلم و تصویر داشته باشد و برعکس؟

موسیقی خون در رگهای تصویر است و اگر این خون درست در این شریان جاری نبشاد آن فیلم می میرد و کشته می شود. موسیقی همانقدر که می تواند یک فیلم را بالا ببرد و بخ اوج برساند، همانقدر نیز می تواند فیلم را زمین بزند. موسیقی ای که بتواند تصاویر فیلم را رو پرمفهوم تر کند، بسیار اندک است.

 

چنین چیزی یک عقیده اشتباه نیست؟

گاهی اوقات اشتباه است ولی گاهی یک سری وسواس باعث می شود که برخی از کارگردانها از موسیقی گریزان شوند. این عده اتفاقا فکر می کنند که تصاویر به تنهایی خود گویاست وفکر می کنند موسیقی که بیاید تصویر را تخریب می کند در صورتی که اینطور نیست.

 

با این همه موسیقی فیلم هنوز در ایران جایگاه مشخصی ندارد! این طور نیست؟

عرض کردم به جز چند نفر معدود و انگشت شمار موسیقی فیلم در بین بسیاری از اهالی سینما جایگاه و ارزش خوبی ندارد. اگر دقت کرده باشید می بینید که از نظر مالی هم آخرین آپشن ، موسیقی است . جدا از تفکر ، احساس و علم، یک آهنگساز باید به لحاظ مالی تامین بشود. این در حالی است که برای ساخت موسیقی فیلم دیده شده است که آهنگسازان حتی از دستمزد خودشان می زنند و به نوازنده می دهند تا موسیقی خوب خلق و ضبط کنند. متاسفانه همیشه آخرین بخشی که در نظر گرفته می شود، موسیقی و پدیدآورندگان آن هستند و مورد هیچ حمایتی هم واقع نمی شوند. اساسا هم من از آهنگسازانی هستم که کفگیر ته دیگ سینما به من اصابت می کند .

منبع : دنیای اقتصاد
به اشتراک بگذارید :
برچسب ها


عضویت : telegram.me/joinchat/AzEeHDus0u0ht5Y_Qi2E0Q