۱۴۰۳ سي و يکم ارديبهشت - 01:34 ب.ظ

گفت و گوی اختصاصی نوای فارس با امین رستمی: امین رستمی در بن بست پاپ مخاطبش را غافلگیر می کند

 امین رستمی در بن بست پاپ مخاطبش را غافلگیر می کند
نوای فارس-لی لا رضایی- مهرنوش قضاوتی: امین رستمی متولد شهریور ماه 1359 است. او فارق التحصیل رشته زیست شناسی گرایش بیوشیمی است. او در سال 87 اولین آلبوم رسمی خود را به نام «یاد چشمات» با همکاری شرکت «آوای نکیسا» منتشر کرد. دومین حضور او در آلبوم «هشت» بود. این آلبوم به صورت گروهی و با حضور خوانندگانی چون رضا صادقی، محسن چاوشی، حامی و... روانه بازار شد. قطعه «دلم گرفته» این آلبوم با صدای امین رستمی بود. با او به گفت و گو پرداختیم تا درباره آلبوم جدیدش که به زودی توسط شرکت «ایران گام» منتشر می شود، بیشتر بدانیم.

- آلبوم جدید تان مانند آلبوم های قبلی است یا در آن شاهد تفاوت هایی خواهیم بود؟

من خیلی دوست دارم متفاوت و نوآورانه کار کنم و به طور قطع این اتفاق هم تا حدودی در این آلبوم افتاده است. اما تفاوت را به هر قیمتی قبول ندارم. هر چیز جدیدی الزاما خوب نیست. اگر اتفاق جدیدی که می افتد زیبا باشد ارزشمند است. همیشه نوآوری در هر کاری خوب است. مردم نشان داده اند که همیشه از کار های نوآورانه استقبال می کنند.

- یعنی مصر هستید تا طبق استاندارد های گذشته تان حرکت کنید؟

نه، تمام تلاشم در این آلبوم این بوده است که متنوع تر و جدید تر کار کنم. اما دوست هم ندارم از قطعاتی که در گذشته از من شنیده شده است فاصله بگیرم. سعی دارم همان شخصیت را حفظ کنم و طعمی را که مخاطب از قطعات من چشیده است، در این آلبوم با روایت دیگری داشته باشم.

- با توجه به این در قطعات جدیدتان شخصیت گذشته را حفظ می کنید. چه نقطه اشترکی بین قطعات جدید و قدیمی تان وجود خواهد داشت؟

من به عنوان یک مولف موسیقی تفاوت فاحش ناگهانی نمی توانم به وجود بیاورم که مخاطب را به شک بیاندازد آیا خواننده این قطعه امین رستمی است یا نه؟ این اختلاف آن قدر نمی تواند فاحش باشد. فکر می کنم نقطه اشتراک قطعات در این است که همه آن ها احساسی هستند. من قطعه ای را تولید می کنم که در درجه اول خودم آن را بپسندم. چون به طور قطع اگر به دل من بنشیند، به دل مخاطبان هم خواهد نشست. اگر من از شنیدم کار خودم لذت ببرم، آن اثر می تواند روی دیگران هم تاثیر خوبی بگذارد.

- اگر چالشی بخواهیم به صحبت شما نگاه کنیم، می توان گفت شما قبل از همه با خودتان مواجه می شوید و منتقد خودتان هستید. مخاطب برای شما در وهله دوم قرار دارد. بسیاری این چنین وارد بازار موسیقی شدند و به علت عدم رعایت مخاطب شناسی به موفقیت نرسیده اند. چه دفاعی در این باره از خودتان دارید؟

کسانی که موفق نمی شوند، کسانی هستند که سلیقه خیلی خاصی دارند و سلیقه شان با سلیقه مخاطب های شان فرق می کند. ولی من در این چند سال با مخاطبان زندگی کرده ام. همیشه وقتی کاری را خودم دوست داشتم و دلم را لرزانده به دل مخاطب هم نشسته است. من با مخاطبانم سلیقه و احساس مشترکی دارم. تمام زیبایی موسیقی به این است احساس مشترکی با مخاطب داری که رویش تاثیر می گذارد. این را قبول دارم که ما قطعات را تولید نمی کنیم که خودمان گوش بدهیم اما من برای خودم این وجه تمایز را قائلم به خاطر این که احساس می کنم سلیقه ام به سلیقه مخاطبانم نزدیک است. به دنبال این نیستم که تجاری کار کنم. تجاری کار کردن بد نیست اما تجربه ثابت کرده است کسانی که می خواهند تجاری کار کنند راه را اشتباه می روند و شکست می خورند. اگر مولف کار خودش را درست انجام بدهد اتفاق خوب در اثرش می افتد.

- چه اندازه مخاطب در انتخاب اجزا قطعات تان، از ترانه تا تنظیم، تاثیر دارد؟

به طور مسلم مخاطب ها تاثیر بسیار زیادی دارند. به نظر من مخاطب های ما مخاطب های  با هوشی هستند. شاید نتوانند آنالیز کنند که قطعه آکوستیگ دوست داریم یا الکترونیک. اما این هنر تولید کننده موسیقی است که مخاطبش را شگفت زده بکند. هر کاری که انجام می شود برای مخاطب است، موسیقی پاپ یعنی تیراژ و مخاطب بیشتر. سبک موسیقی من، موسیقی مردمی است و وظیفه من است که مخاطب خود را غافلگیر کنم. هیچ وقت نمی پرسم چه قطعه ای دوست دارید برای تان تولید کنم؟ تمام هنر من این است که مخاطب خودم را شگفت زده بکنم. چیزی را ارائه بدهم که برایش با همان حس و حال قدیمی، جدید باشد.

- ممکن است به خاطر شگفت زده کردن مخاطب، بخشی از آن ها را از دست بدهید. به طور قطع این اتفاق می افتد. شاید مخاطبی که در آلبوم اول تان داشتید الان همراه تان نباشد.

اگر مخاطب آلبوم اولم همراه من نباشد، شاید به این خاطر است که من کم و بیش همان سبک و روش را حفظ کرده ام. ترانه ها کمی پخته تر و جدی تر شده اما همان ذائقه را داشته اند. کسی که سال 87 قطعات مرا گوش می داده اگر آن زمان بیست سالش بوده باشد، الان بیست و هشت سالش است. پس به طور قطع من هم باید خودم را تغییر بدهم و در عین حال مخاطب جدید جذب کنم. این که بتوانی هم مخاطب هایت را نگهداری و هم مخاطب جدید جذب کنی صنعت موسیقی را جذاب و جالب می کند.

- گاهی هم این اتفاق نمی افتد. شما مخاطب های تان را از دست می دهید و نمی توانید مخاطب جدیدی جذب کنید. ممکن است بهای انجام کار جدید خیلی زیاد باشد. این را قبول دارید؟

بله قبول دارم. در تمام دنیا موسیقی به همین صورت است. مدت زمانی که موسیقی شما تاثیر دارد در نهایت یک یا دو سال است. اگر بخواهیم ماندگار ترین موسیقی های بعد از انقلاب را هم مثال بزنیم همین طور است، در نهایت پنج سال عمر داشته اند و خاطره سازی کردند. در حقیقت همان موسیقی که ماندگار هم بوده است را الان دیگر کسی گوش نمی دهد. مخاطب تا یک یا دوسال می تواند با قطعه ها سرگرم باشد و آن ها را گوش بدهد. بعد گوش و روح مخاطب خوراک و فضای جدیدی می خواهند.

- خیلی از خواننده های دیگر در ابتدا مانند شما روی خط صاف حرکت کردند. مخاطب ها به دنبال آن ها رفتند اما از جایی به بعد سطح سلیقه را بالا بردند وبرخی از مخاطبان را جا گذاشتند. این باعث نمی شود که مخاطب احساس صمیمت گذشته را با قطعات تان احساس نکند؟

من الان دو آلبوم و تعداد زیادی تک قطعه دارم که هیچ یک شبیه دیگری نیست. با در نظر گرفتن این که بخواهی سبک و روشت را حفظ کنی و به تکرار هم نرسی، چقدر می توانی قطعه این چنینی تولید کنی؟ شاید چهل قطعه تولیدی من یک امضا کلی داشته باشد اما شبیه به هم نیست و با هم تفاوت هایی دارد، هر چند آن تفاوت ها کوچک باشد. این باعث می شود شما به دنبال سرزمین های کشف نشده دیگری بروید. من به عنوان کسی که می خواهد قطعه ای تولید کند به سمتی می روم که جدید تر و نو تر باشد. این ممکن است باعث شود که قطعات از تکرار جدا شود و یک نفر که با آن ذائقه و سبک عادت کرده است، احساس تفاوت کند. من به عنوان مولف حق دارم کمی جدا شوم. کشف سرزمین های کشف شده هنر نیست. من در ذهنم برای خودم محدودیت قائل نیستم و دوست دارم همه چیز را در قطعه ای که تولید می کنم، تجربه بکنم. شاید به خاطر ماجراجویی من است که بخشی از مخاطبان از من جا ماندده اند.

- وقتی وارد عرصه موسیقی شدید این طیف وسیع خواننده وجود نداشت. اما امروز به تعداد خوانندگان روزانه اضافه می شود. کار شما با حضور تعداد زیاد خواننده ها سخت تر نمی شود؟

زمانی که من کار می کردم هم کم وبیش افرادی بودند که از حاشیه وارد می شدند. در همه عرصه ها به همین صورت است. اما در موسیقی این کار کم هزینه تر است. من معتقد هستم اگر انسان خوب کار کند وهمیشه حرفی برای گفتن داشته باشد، در بازار موسیقی ماندگار می شود. مخاطب ها هنوز از تو می خواهند که بشنوند و منتظر هستند. کمیت تعداد نمی تواند روی کیفیت تاثیری بگذارد. به نظر من بعد از مرتضی پاشایی دیگر استعدادی وارد موسیقی نشده است که بخواهد اتفاقی رقم بزند. تعداد زیاد خواننده ها فقط کار را سخت تر می کند. چون مخاطب ها گیج می شوند. اما سطح شعوری مخاطبان موسیقی به قدری بالا هست که همیشه کاری ماندگار می شود که ارزشش دارد. خواننده ای می ماند که حرفی برای گفتن دارد. برای مثال گروه «چارتار» حرفی برای گفتن داشت. چیزی جدید و نو برای ارائه دادن داشت. برای همین هم مخاطب آن را پذیرفت. وقتی یک کاری خوب باشد مخاطب آن را می پسندد. این شلوغی فقط باعث شده است کسانی که باید دیده شوند کم رنگ تر دیده شوند.

- شما برای ماندگار شدن چه کاری کرده اید؟

همیشه برای ماندگار شدن سعی کردم چهار چوب هایی را که در زندگی کاریم، در نظر گرفته ام، رعایت کنم. همیشه موسیقی تولید کرده ام که خودم آن را دوست داشتم و به آن ایمان داشته ام. هیچ وقت موسیقی تولید نکردم که خودم آن را دوست نداشتم و به صرف این که شنیده می شود، منتشرش کنم. روی آن چیزی که باعث تاثیر گذاری بیشتر می شده است پا فشاری کردم. سعی کردم از استاندارد خاصی پایین تر نروم.

- آیا تا الان از کسی در موسیقی تاثیر گرفته اید یا بر جامعه تاثیر گذاشته اید؟ آن کس که بوده یا آن تاثیر چه بوده است؟

به طور قطع تاثیر گرفته ام. از شادمهر عقیلی گرفته تا پابلو آلبوران. ما داشته های مان از شنیده های مان است. من هم به عنوان یک مخاطب موسیقی را می شونم و با آن خاطره سازی می کنم و تاثیر می گیرم. بدیهی است که من هم گوش کرده ام و خیلی چیز ها یاد گرفته ام. درباره تاثیر گذاری خودم نمی توانم چیزی بگویم. کسی تاثیر گرفته است باید در این باره بگوید. اما تاثیرات کوچکی در میان همکارانم دیده ام که باعث افتخار من است. برای من هدف این بوده است که خاطره ای درست کنم و اگر کسی تنهاست بتواند با آن موسیقی، در عین سادگی، ارتباط قلبی عمیقی بر قرار کند. به دنبال جریان سازی نبودم. این را هنر خودم نمی دانم، شاید توانایی اش را نداشتم. ولی همیشه جریان ها مانند الکی هستند که سریع آتش می گیرند و سریع تمام می شوند. ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود... .

- آلان جایگاه خودتان را چگونه می بینید. آیا از جایگاهی که در آن قرار گرفتید راضی هستید؟ در جای خودتان ایستاده اید؟

من هیچ وقت از هر جایگاهی که داشته باشم راضی نیستم. فکر می کنم با توجه به زمانی که صرف موسیقی کرده ام و کار هایی تولید کرده ام که شنیده شده است، هنوز به جایگاهی می خواستم نرسیده ام.

- ایده آل و سقفی که برای آینده هنری تان در نظر گرفته اید کجاست؟

خیلی به آینده هنری فکر نکرده ام. همیشه سعی کردم هدف های کوتاه مدت داشته باشم. خوب کار کنم و کاری را که بلد هستم به درستی انجام دهم. به مخاطبانم موسیقی خوبی ارائه دهم که بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. من سقفی برای خودم تعیین نکردم. شاید هم این خیلی خوب نباشد.

- موسیقی خوب از نظر شما در جامعه ما چه موسیقی است؟ با توجه به این که تعاریف در جوامع مختلف متفاوت است.

موسیقی خوب، موسیقی است که در عین داشتن ابزار های هارمونیک در درون خود، بتواند تاثیر خوبی هم بگذارد. در عین این که موسیقی فرسوده ای نیست، حرفی بزند و تاثیری که باید را بگذارد. موسیقی که هدف داشته باشد. ما موسیقی را گوش نمی کنیم به صرف این که فقط سر و صدایی باشد. ما به موسیقی گوش می دهیم تا احساسی را بگیریم. پیامی که در آن نهفته است را دریافت کنیم. به نظر من موسیقی پاپ الان به یک بن بست برخورد کرده است. این شامل حال من نمی شود. همه همکاران من که در بازار موسیقی فعالیت می کنند و درجه یک هم هستند، همه به تکرار رسیده اند. حتی کار های موفق گذشته شان را نمی توانند تکرار کنند. افت پیدا کرده اند ولی بهتر نشده اند.

- فکر می کنید دلیل این چیست؟

ما نسلی بودیم که از یک شرایط ویژه آمدیم. متولدین اواخر دهه 50 و اوایل دهه60 . ما زندگی های ویژه ای داشتیم. ما می توانستیم احساس را درک کنیم و موسیقی بسازیم و منتقل بکنیم. چیزی که خیلی از بچه های دهه 70 به خاطر شرایط زندگی شان ندارند. ما بچه هایی بودیم که بسیاری از نوستالژیک ها را تجربه کردیم. برای همین خواننده ای از دهه70 نمی آید که صدایش را گوش بدهی و دلت بلرزد.

- فکر می کنید راه حلی باشد که موسیقی را از این سرگشتگی نجات بدهد؟

راه حلش این است که برگردیم به موسیقی گذشته، به دهه 50، به موسیقی که واقعا موسیقی بود. الان نگاه ها به موسیقی عوض شده است. شاید نگاه من هم تا حدودی تغییر کرده باشد. به نظر من راه حل این است که برگردیم به موسیقی خوب. این جریان باید از مخاطبان شروع شود، وقتی از هر موسیقی که حرفی برای زدن دارد حمایت کنند. باعث می شود هنرمند به رسالت اصلی خودش برگردد و سلیقه سازی کند. نه مثل حالا که من باید ببینم مخاطبم چه می خواهد؟ این اشتباه ترین کار است.

- انسان ها در حال پیشرفت هستند. بازگشت به گذشته، به موسیقی، ترانه و طرز فکر گذشته واقعا امکان پذیر نیست. اگر در موسیقی به گذشته برگردیم درجا می زنیم.

من نمی گویم که دوباره موسیقی دهه 50 را تولید کنیم. نظر من این است که نگاه کنیم و ببینیم آن موسیقی چه مولفه هایی داشته است. چون آن موسیقی، موسیقی خوبی بود. ما الان موسیقی خوب تولید نمی کنیم. شما در موسیقی خارجی کار خوب می بینید، موسیقی خوب می بینید. فاکتور ها و مشخصات یک موسیقی خوب، به طور کامل به روز است. من می گویم باید ما هم این کار را بکنیم و به اصل هنری موسیقی برگردیم، به این که چه می خواستد بگوید؟ و با توجه به شرایط و امکانات امروزی موسیقی خوب تولید کنیم.
- درباره آلبومی که در دست انتشار دارید، بیشتر توضیح دهید.
امیر عظیمی، علی ایلیا، میر سعید احمدی، مهرزاد امیرخانی و خودم ترانه های آلبوم را نوشته ایم. کوشان حداد،مهران خالصی، یثربی، پاشایی و... همکاری داشته ام. آهنگسازی آلبوم را خودم بر عهده گرفتم. خیلی دوست داشتم با دیگر دوستان در زمینه ملودی همکاری کنم. اما ملودی که خوب باشد و با فضای من سازگار باشد، پیدا نکردم. برای همین تصمیم گرفتم ملودی هایم را خودم بسازم تا به آن چه می خواهم نزدیک باشد. پس از ماه مبارک رمضان هم آلبوم منتشر خواهد شد. از حمید رضا حسین خان، مدیر برنامه خوبم که برای من خیلی زحمت کشیده است و شرکت «تندیس» که حامی کار های من بوده است تشکر می کنم.

- معیار تان برای همکاری و انتخاب این افراد چه بوده است؟

اصلی ترین معیارم این بوده است که با آن ها راحت بودم. اما به طور قطع استاندارد هایی را هم در نظر گرفتم و تنها به صرف راحتی کسی را انتخاب نکردم. ما ایده های مان را راحت تر می توانستیم با هم تبادل کنیم. اعتقاد قلبی من این است که یک مولف موسیقی باید ترانه را خودش بنویسد، آهنگ را خودش بسازد و تنظیم کند و اگر نواختن سازی را بلد است ازآن استفاده کند. این می شود موسیقی که یک آهنگ نویس ساخته است و تمام اعتقادات او در آن است. چون موسیقی ابزاری برای رساندن پیام است. اما ما متاسفانه یک آهنگ نویس هم در ایران نداریم. من خودم ترانه نوشته ام، آهنگسازی کرده ام اما همیشه نمی توان این کار را کرد. پس با انسان هایی که با آن ها راحتی همکاری می کنی.

- نکته پایانی... .

بعضی وقت ها چیز هایی هست که موسیقی ندارد اما تاثیر خوبی می گذارد. مثل آهنگ های رپ که خیلی ها آن  را موسیقی به حساب نمی آورند. من خودم هم تا چند وقت پیش علاقه ای نداشتم. ولی متوجه شدم آن ها می توانند با کلامشان ایجاز بکنند. می شود خیلی جدی تر به این نگاه کرد اما نه در قالب موسیقی. من اسمش را موسیقی نمی گذارم. وقتی کسی دکلمه می کند احساسی به خاطر لحن گویش و پیام آن به شما منتقل می شود. ولی موسیقی به نظر من یعنی هارمونی و زیبایی شناسی اصوات، من به این می گویم موسیقی نه هر صدایی که تاثیر بگذارد.
 منبع : اختصاصی نوای فارس
به اشتراک بگذارید :


عضویت : telegram.me/joinchat/AzEeHDus0u0ht5Y_Qi2E0Q