۱۳۹۸ ششم ارديبهشت - 01:14 ق.ظ

به بهانه انتشار جدیدترین آلبوم محسن چاوشی؛دور زدن یکنواختی ها و روزمرگی ها با «پاروی بی قایق»

دور زدن یکنواختی ها و روزمرگی ها با «پاروی بی قایق»

نوای فارس-لی لا رضایی: بی هیچ ادعایی از سوی محسن چاوشی، آلبوم «پاروی بی قایق» متفاوت ترین آلبوم این خواننده طی دوران فعالیت او در زمینه موسیقی است.

این خواننده پر طرفدار که هرگز از تیررس منتقدانش در امان نبوده با انتشار این آلبوم مهری باطل بر نظریه ها و فرضیات تمامی آنها مبنی بر عدم آشنایی وی با فرم و ساختار موسیقی زد.

چاوشی که همیشه در انتخاب ترانه هایش از بهترین کلام استفاده کرده و با حرفه ای های این عرصه همکاری داشته است، در این آلبوم نیز مانند همیشه  از بهترین کلام بهره برده است. همکاری او با ترانه سرایان صاحب نامی همچون حسین صفا، روزبه بمانی و حسین غیاثی چیزی جز این نمی تواند باشد که او این بار نیز بیش از هرچیز با کلام موسیقی اش قصد برقراری ارتباط با مخاطب همیشگی اش را دارد که رمز تمامی موفقیت هایش طی این سالها بوده است.

چاوشی می داند که خواننده ای ایرانی است و از فضای ملموس موسیقی ایرانی برای ارتباط تنگاتنگ با مخاطب ایرانی اش بهره گرفته است. اومی داند که کلام تاثیرگذارترین بخش موسیقی ایرانی برای ارتباط برقرار کردن با مخاطب است و به همین دلیل در این بخش به هیچ وجه از خود ضعف نشان نداده و نمی دهد.

در قطعه اول آلبوم «پاروی بی قایق» با عنوان «دزیره» با ترانه ای زیبا از روزبه بمانی او سعی در دور زدن یکنواختی ها و روزمرگی های همیشه هم در کلام و هم در موسیقی دارد . او همانطور که پیش از اینها به آن اشاره کرده بود در این آلبوم سعی کرده تا موسیقی ارکسترال را جایگزین واگویه های شخصی کند.

او در این قطعه هر چند از موسیقی الکترونیک نیز استفاده کرده است اما سعی دارد با نقبی به موسیقی آکوستیک نیز به نوعی ایجاد تنوع کند و کمک گرفتن از خط میزان های ایرانیزه شده و ملودی های شیرینی که طعم ایرانی دارند، به ذائقه مخاطبش خوش بیاید که موفق هم شده است. به جرات می توان گفت کمتر خواننده ای جسارت این همه تجربه از طریق آزمون و خطا را داشته باشد، اما چاوشی در این خصوص رکوردار است .

درباره «دزیره» خیلی می توان نوشت . استفاده از ترانه ای که پر از استعاره های زیبا و فاصله گذاری است و همین طور استفاده از استعاره های به جا و تصاویر زیبا و همین طور همنشینی و ترکیب آن با موسیقی که به خوبی صورت گرفته است، احساس خوبی در شنونده ایجاد می کند.

بماند که چاوشی با این آلبوم توانسته نامخاطبان و مخالفان خود را نیز با خود همراه کند اما گریزی نیست که بازهم منتقدانی دارد که فقط انتقاد می کنند بی آنکه راه حلی به او پیشنهاد دهند.

قطعه «قهوه قجری» یکی از همان قطعاتی است که منتقدان خود را دارد. منتقدان چاوشی بر این باورند که این قطعه تکرار مکرراتی است که پیش از این اجرا شده است. اما این قطعه با پس زمینه موسیقیایی که دارد، فضایی تازه را القا کرده است.

ابتدای  قطعه وهم آمیز است و فضای خاکستری خود را همانگونه که هست منتقل می کند. ریتمی که برای این قطعه انتخاب شده است با مضمون و محتوای ترانه و همین طور وزن آن هماهنگی دارد و تلفیق و ترکیب آن نیز با هوشمندی هر چه تمامتر صورت گرفته است. سازهای زنده این قطعه باورپذیری روایی آن را ساده می کند.

در سومین قطعه آلبوم که «جز»نام دارد، شنونده سعی خواهد کرد پابه پای خالق آن پیش برود. این قطعه ریتمیک تر از دوقطعه قبلی است و فضایی ملموس عاشقانه دارد . ترانه ای از حسین صفا که با تفکرات موسیقیایی چاوشی آشنایی دارد و از وزنهایی استفاده می کند که چاوشی همیشه در آنها موفق تر نشان داده است.

«تفنگ سرپر» در  واقع بخش غیرمنتظره این آلبوم است. این قطعه پررنگ ترین قطعه با امضای چاوشی است. استفاده از همان ریتم های همیشگی ملموس که نوستالوژی دارد ، با همان ذهنیتی که مخاطب از خواننده مورد علاقه خود سراغ دارد. جدا از ترانه خوب این قطعه، نحوه خوانش و اجرای آن بر اساس کلماتی که استفاده شده است قابل تحسین است. برای مثال هنگام ادای کلمه زوزه چاوشی به نوعی سعی دارد این کلمه را نمایشی اجرا کند .

تجربه ثابت کرده است چه مخالفان چاوشی بخواهند و چه نخواهند، او رو به پیشرفت است، حتی اگر با هزار زبان زنده دنیا قصد تخریب او را داشته باشند و کسانی را هم که به صداقت از او و کارهایش می نویسند را توهین و تحقر کنند، بازهم او خواننده ای رو به جلو است. همین تجربه ثابت کرده است که کارهای چاوشی تاریخ مصرف ندارند. قطعه «خواب» هم از این قاعده مثتنی نیست کما اینکه «پاروی بی قایق» هم مثتثنی نیست.

«خواب» با نحوه اجرای خواب آلودش را مانده تا منتقدان وی بدانند او چه چیز را چگونه اجرا کرده است! قصد تعریف نیست کما اینکه در ادامه به نکاتی ریز هم اشاره می شود تا تثبیت شود این مقوله تعریف صرف نیست .

و اما «پاروی بی قایق» و بازهم حسین صفا که آشنای همیشگی موسیقی چاوشی است. ترانه های او پرمغز و با مفهموم اند. استفاده از ایهام و ایجاز و هر آنچه که به شاعرانگی یک ترانه کمک می کند را از کلامش دریغ نمی کند . این قطعه نیز امضای چاوشی با همان آکوردهای همیشگی  که این بار تنظیم قطعه را امید حجت به عهده داشته است، فرمی منحصر به خود را داراست. این قطعه در واقع بار اصلی آلبوم به دلیل نام آن که بر روی آلبوم گذاشته شده است را به دوش می کشد. ترانه آن نیز به جرات از زیباترین ترانه های این آلبوم است و ملودی آن نیز با وجود تلخی ای که دارد، شیرین و دلچسب است.

«یه خونه کوچیک» همان نقطه ای است که قرار شد به آن اشاره شود. در این قطعه ملودی های شرقی آسیایی شنیده می شود که فضای این موسیقی را زنده می کند. شنیدن آن مخاطب را یاد ملودی های قطعات شنیدنی کیتارو می اندازد و موسیقی آن مرزوبوم !  گیتار در این قطعه به عنوان موسیقی پس زمینه انتخاب شده است که از ابتدا تا انتها شنیده می شود و همراه است. در قطعه «کلنجار» پیانو به کمک آمده است و بار اصلی را به دوش می کشد و عطف آن است. در حالی که در «یوسف» دقیقا خود خواننده است که تمامی تلاش ارتباط را به دوش می کشد . حتی ملودی اصلی این قطعه بر روی صدای خواننده سوار است. این قطعه هم مانند «یه خونه کوچیک»همان فضای شرقی را به دلیل استفاده از سازهای بادی ایجاد می کند.

قطعه ای که توانسته در بین همگان جای خود را باز کند و با وجود اینکه نه ریتمیک است و نه المان های مردمی شدن را داراست، قطعه «وصیت» است. او با این قطعه آلبوم را به پایان رسانده است اما این قطعه در واقع شروعی دوباره برای تمامی قطعات است . هر چند ممکن است یکنواختی آن حوصله غیرهوادار را سر ببرد و از حوصله او خارج باشد اما نمی توان منکر شنیدنی بودن آن شد.

این آلبوم با این وجود تا این لحظه توانسته فروش قابل توجهی داشته باشد و طی همین چند روز در صدر جدول فروش آلبومهای موسیقی قرار بگیرد. هر چند که گفته می شود برخی از هوادارنماهای چاوشی با انتشار این آلبوم او را پس زده اند اما مهم نیست. در ازای این وی توانسته مخاطب جدی تری را با خود همراه کند که دغدغه موسیقی خوب دارد .

منبع : اختصاصی نوای فارس
به اشتراک بگذارید :
برچسب ها


عضویت : telegram.me/joinchat/AzEeHDus0u0ht5Y_Qi2E0Q